تبليغاتX
هویجوری

هویجوری

هرچی جالب باشه میزارمش اینجا

زادروزت مبارک

زیباترین تولدها تنها آنهایی است که در رویا برای کسی می گیریم و یا برایمان

 

می گیرند و من تمام بهمن را که نامش مثل ساکنانش مقدس است  برایت در

 

 جایی دور پشت بوته های بی خار

 

گل سرخ با دو سیب سرخ که در آستانه افتادن به هم رسیدند و با شمعی که به

 

 جای من و تو

 

آب می شود تولد خواهم گرفت

 

لمس بودنت مبارک

 

فردا روز بزرگیه

فردا روزیه که خدا یکی از مخلوقات بزرگ خودشو نمایان کرد

کسی رو که دلی داره به اندازه ی دنیا

کسی که معنای عشق رو به خوبی میدونه

  

+ نوشته شده در  سه شنبه چهارم بهمن 1384ساعت 11:26  توسط محمد  | 

نیایش:

HydroForum ® Group

 HydroForum ® Group

 

خدايا راهي نمي بينم و آينده پنهان است

اما مهم نيست ، همين كافي ست

كه تو همه چيز را مي بيني و من تو را

خدايا در اين دنيا، پيوسته در معرض نابودي ، هلاك و مرگ هستم

در دل مي گويم :

خدا يا تو به خاطر بندگانت معجزات بي شماري مي كني،

پس به نجات من هم بيا

مرا موهبت  آن بخش

كه در تو زندگي كنم

پيش بروم و نفس گسيخته را بكشم

مباد كه از ياد ببرم

تو پناه و آسايش من هستي

با دستي دامن تو را مي گيرم

و با دست ديگر به تهيدستان و درد مندان ياري مي رسانم

مرا در اوقات تنهايي و نيازمندي تنها مگذار

اي رحيم و بخشنده !

مرا درياب!

 

خداي رحيم و رحمان!

خداي خوب و مهربان خداي صبور و بي نياز!

 خدايي كه مظهر قدرت، عزت، شرافت و پاكي ها هستي!

تو را فقط، فقط به خودت، تو را به بي كراني درياهايت، تو را به عظمت كوههايت، به مخلوقاتت، به آفرينش پديده هايت،

 و فقط به نام زيباي الله ات كه مظهر همه چيز است قسم ميدهيم، كه کمکمان کن تا دستگير بندگانت شويم، كمك مان كن تا ما هم مانند تو صبور، عظيم، شريف و پاك شويم تا بتوانيم همانی باشیم که گفتی و خواستی و اشرف مخلوقات باشيم

ما را از بندگانت  بي نياز  گردان و رحمتت را از ما رديغ مدار  همانگونه که تا به حال نیز نکردی و ما تنها و تنها نيازمند همين رحمتت هستيم و از هر آنچه در بهشت وعده دادی فقط رضای تو را می خواهيم نه بهشتت را.

 

HydroForum ® Group

 

 

وقتي خداوند شما را به لبه پرتگاهي هدايت كرد، كاملا به او اعتماد كنيد. چون يكي از اين دو اتفاق خواهد افتاد: او شما را مي‌گيرد اگر بيفتد يا اينكه يادتان مي‌دهد چگونه پرواز كنيد

 

+ نوشته شده در  دوشنبه سوم بهمن 1384ساعت 10:12  توسط آقا رضا  | 

شناخت بيماری تکبر و درمان آن

"عوامل ايجاد تکبر"
از مهمترين عواملي که ايجاد تکبر و فخر فروشي مي کند، کم ظرفيتي و ضعف شخص متکبر است. در حقيقت، چون متکبر ظرفيت کمي دارد، به محض اينکه کمال يا امتيازي را در خود مشاهده نمود، تصور مي کند که داراي مقام و مرتبه اي است، در حالي که اگر با انصاف بنگرد، هر آنچه را کمال مي پنداشته و به واسطه آن بر خلق، بزرگي مي فروخته يا اصلاً کمال نبوده و يا در مقابل کمالات ديگر قدر و قابليتي نداشته است.
عارفي که به واسطه عرفان خود، ديگران را حقير و ناچيز مي پندارد، از معارف الهي چه دارد، جز برخي مفهومات که چه بسا با معارف الهي ارتباطي نداشته و با خداشناسي و علم به صفات و اسماي الهي فاصله دارد. معارف براي عمل است، نه صرف دانستن.
عرفان بايد قلب عارف را محل تجلاي اسماء و صفات الهي کند، پس چرا او را محو جمال خود کرده که به بندگان و خاصان درگاه پروردگار با نظر تحقير مي نگرد؟!
حکيم، هرگاه حکيم واقعي گردد، و نسبت حق را با خلق و نسبت خود را با حق فهميده باشد، تکبر از دلش بيرون مي رود، اما گاه تصور مي کند که حکمت صرفاً آگاهي به مفاهيم و اصطلاحات و دانستن اين مطالب است، لذا حکمت را صفت الهي و خود را در زمره انبياء مي داند: "وَ يُعَلِمُهُمُ الکِتابَ وَ الحِکمَة..." (جمعه/3)، گاه حکمت را خير فراوان دانسته: "مَن يؤتِ الحِکمَةَ فـَقَد..." (بقره/269) و خود را مشمول اين خير مي شمارد؟، در حالي که قلب او از اينها بي خبر است.
حکيم و فيلسوف بزرگ اسلام- مرحوم محقق داماد- حکيم را کسي مي داند که بدن براي او در حکم لباس باشد. هرگاه اراده کند آن را رها سازد؛ او چه مي گويد و ما چه مي گوييم؟!
پس علم و دانسته ها نبايد شخص را متکبر سازد، اما به دليل کمي ظرفيت است، که شخص به صرف دانستن چند اصطلاح خود را عالم، ساير مردم را جاهل و بال و پر ملائک را براي خود- که جوينده علم است- گسترده مي پندارد! از اين بدتر، حال کسي است که به مال، منال، حسب، نسب و عناوين سياسي و اجتماعي مي نازد و اينها اسباب تکبر او شده اند. دست اين بيچاره از معارف خالي است، به مال، ثروت، پدر و ... مي نازد و بر ديگران تکبر مي ورزد!
در هر حال آنچه موجب تکبر مي گردد، کوچکي افق فکر و ظرفيت اندک فرد است، لذا چيزهايي که واقعاً کمال نيست و شخص  آنها را کمال مي پندارد و يا حتي به واقع کمال هستند، موجب تکبر او گرديده و بر ديگران بزرگي مي فروشد.
 
"درمان تکبر"
پس از آن که پيامدهاي ناگوار تکبر را دانستي، دامن همت بر کمر زن و درصدد درمان اين بيماري هلاک کننده برآي! قدري در خلقت خود انديشه کن. تو از ابتدا هيچ نبودي، سپس اراده حق به آفريدن تو تعلق گرفت، تو را به صورت جسمي – که پست ترين مراتب وجود است- درآورد، سپس به صورت نطفه در مکاني پست قرار گرفتي و بعداً به صورت علقه و مضغه درآمدي، سپس پرودگار متعال با رحمت گسترده اش تو را حيات داد و پاي به اين دنيا نهادي، در حالي که هيچ يک از قواي تو در اختيارت نبود، نه توان نگاه داشتن سلامتي خود را داشتي و نه قدرت حفظ جمال، جواني و حيات خويش را، و زماني که اراده حق تعلق گرفت تا کارخانه وجود شخص مختل گردد و قوه و توان او گرفته شود، شخص تبديل به يک موجود متعفن مي گردد به طوري که مردم از او آزار بينند و گريزان گردند.
همچنين تو خود را با مردم شهر خود، شهرت را با مملکت خويش، مملکت خود را با کره زمين، کره زمين را با منظومه شمسي و منظومه شمسي را با منظومه هاي ديگر مقايسه کن، که البته اين تنها عالم جسماني است و در مقابل ماوراي طبيعت قدر قابل ملاحظه اي ندارد، همين مقدار کافي است تا تکبر و فخر فروشي را از انسان بزدايد.
انديشيدن و تفکر در سيره معصومين عليهم السلام و علماي رباني نيز در زدودن ريشه تکبر و خشکاندن اين ويژگي پليد مناسب است.
رسول خدا صلي الله عليه و اله که دانش وي از وحي الهي بود و وسعت روحش بيشتر از ميليون ها ميليون انسان و خاتم پيامبران بود و به اذن الهي در تمام عوالم قدرت تصرف داشت، بيش از همه فروتن بود، در پايين مجالس مي نشست و بر روي زمين غذا ميل مي فرمود.
از امام صادق عليه السلام وارده شده که رسول خدا دوست داشت بر الاغ بي پالان سوار شود، با بندگان در يک جا غذا ميل کند و بينوايان را با دو دست خود اطعام نمايد. آن حضرت سوار الاغ مي شد و ديگري را نيز در رديف خود مي نشاند.
در سيره آن حضرت است که به اهل خانه کمک مي کرد، با دست خود گوسفندان را مي دوشيد و خود جامه و کفش خويش را مي دوخت. اينها دليل تواضع، فروتني و پرهيز از تکبر است.
فروتني ناشي از علم و معرفت، و تکبر دستاورد جهل و ناداني است.
 
اي دوست! اصلاح خود را به تأخير نينداز، چه بسيار انسانهاي سالمي که با مرگ ناگهاني از دنيا رفته اند. فرصت را از دست نده که سفر خطرناک است و وقتي دست تو از عالم کوتاه شود و خود را اصلاح نکرده باشي جز حسرت، حيرت و عذاب نتيجه اي نخواهي برد.
ما را چه شده که اين همه غافليم و اصلاح نفس خود را به فردا و فرداها موکول مي کنيم؟! ...

+ نوشته شده در  دوشنبه سوم بهمن 1384ساعت 10:9  توسط آقا رضا  | 

ايران سرور جهان:

HydroForum ® Group

HydroForum ® Group 

 

ايران سرور جهان

آيا ميدانيد : اولين مردماني كه سيستم اگو يا فاضلاب را جهت تخليه آب شهري به بيرون از شهر اختراع كرد ايرانيان بودند .

آيا ميدانيد : اولين مردماني كه اسب را به جهان هديه كردند ايرانيان بودند .

آيا ميدانيد : اولين مردماني كه حيوانات خانگي را تربيت كردند و جهت بهره مندي از آنان استفاده كردند ايرانيان بودند .

آيا ميدانيد : اولين مردماني كه مس را كشف كردند ايرانيان بودند .

آيا ميدانيد : اولين مردماني كه آتش را در جهان كشف كردند ايرانيان بودند .

آيا ميدانيد : اولين مردماني كه ذوب فلزات را آغاز كردند ايرانيان بودند در شهر سيلك در اطراف كاشان .

آيا ميدانيد : اولين مردماني كه كشاورزي را جهت كاشت و برداشت كشف كردند ايرانيان بودند .

آيا ميدانيد : اولين مردماني كه نخ را كشف كردند و موفق به ريسيدن آن شدند ايرانيان بودند .

آيا ميدانيد : اولين مردماني كه سکه را در جهان ضرب كردند ايرانيان بودند .

آيا ميدانيد : اولين مردماني كه عطر را براي خوشبو شدن بدن ساختند ايرانيان بودند .

آيا ميدانيد : اولين مردماني كه كشتي يا زورق را ساختند ايرانيان بودند به فرمان يكي از پادشاهان زن ايراني.

آيا ميدانيد : اولين ارتش سواره نظام در دنيا توسط سام ايراني اختراع شد با 115 سرباز .

آيا ميدانيد : اولين مردماني كه حروف الفبا را ساختند در 7000 سال پيش در جنوب ايران ، ايرانيان بودند .

آيا ميدانيد : اولين مردماني كه شيشه را كشف كردند و از آن براي منازل استفاده كردند ايراينان بودند .

آيا ميدانيد : اولين مردماني كه زغال سنگ را كشف كردند ايرانيان بودند .

آيا ميدانيد : اولين مردماني كه مقياس سنجش اجسام را كشف كردند ايرانيان بودند .

آيا ميدانيد : اولين مردماني كه به كرويت زمين پي بردند ايرانيان بودند .

آيا ميدانيد : اولين مردماني كه قاره آمريكا را كشف كردند ايراينان بودند و كريستف كلب و واسكودوگاما بر اثر خواندن كتابهاي ايراني كه در كتابخانه واتيكان بوده به فكر قاره پيمايي افتادند .

آيا ميدانيد : كلمه شاهراه از راهي كه كورش کبير بين سارد پايتخت كارون و پاسارگاد احداث كرد گرفته شده است .

آيا ميدانيد : كورش كبير در شوروي سابق شهري ساخت به نام كورپوليس كه خجند امروزي نام دارد .

آيا ميدانيد : كورش پس از فتح بابل به معبد مردوك رفت و براي ابراز محبت به بابلي ها به خداي آنان احترام گذاشت و در همان معبد كه بيش از 1000 متر بلندي داشت براي اثبات حسن نيت خود به آنان تاج گذاري كرد .

آيا ميدانيد : اولين هنرستان فني و حرفه اي در ايران توسط كورش كبير در شوش جهت تعليم فن و هنر ساخته شد .

آيا ميدانيد : ديوار چين با بهره گيري از ديواري كه كورش در شمال ايران در سال 544 قبل از ميلاد براي جلوگيري از تهاجم اقوام شمالي ساخت ، ساخته شد .

آيا ميدانيد : اولين سيستم استخدام دولتي به صورت لشگري و كشوري به مدت 40 سال خدمت و سپس بازنشستگي و گرفتن مستمري دائم را كورش كبير در ايران پايه گذاري كرد .

آيا ميدانيد : كمبوجبه فرزند كورش بدليل كشته شدن 12 ايراني در مصر و اينکه فرعون مصر به جاي عذر خواهي از ايرانيان به دشنام دادن و تمسخر پرداخته بود ، با 250 هزار سرباز ايراني در روز 42 از آغاز بهار 525 قبل از ميلاد به مصر حمله كرد و كل مصر را تصرف كرد و بدليل آمدن قحطي در مصر مقداري بسيار زيادي غله وارد مصر كرد . اكنون در مصر يك نقاشي ديواري وجود دارد كه كمبوجيه را در حال احترام به خدايان مصر نشان ميدهد . او به هيچ وجه دين ايران را به آنان تحميل نكرد و بي احترامي به آنان ننمود .

آيا ميدانيد : داريوش کبير با شور و مشورت تمام بزرگان ايالتهاي ايران كه در پاسارگاد جمع شده بودند به پادشاهي برگزيده شد و در بهار 520 قبل از ميلاد تاج شاهنشاهي ايران رابر سر تهاد و براي همين مناسبت 2 نوع سكه طرح دار با نام داريك ( طلا ) و سيكو ( نقره )

را در اختيار مردم قرار داد كه بعدها رايج ترين پولهاي جهان شد .

آيا ميدانيد : داريوش كبير طرح تعلميات عمومي و سوادآموزي را اجباري و به صورت كاملا رايگان بنيان گذاشت كه به موجب آن همه مردم مي بايست خواندن و نوشتن بدانند كه به همين مناسبت خط آرامي يا فنيقي را جايگزين خط ميخي كرد كه بعدها خط پهلوي نام گرفت . ( داريوش به حق متعلق به زمان خود نبود و 2000 سال جلو تر از خود مي انديشيد . )

+ نوشته شده در  دوشنبه سوم بهمن 1384ساعت 10:2  توسط آقا رضا  | 

ای کاش

ای کاش عاشقم بودی

بوسه  را  دوست  دارم  نه  در  حوس

عاشقی  را  دوست  دارم  نه  در قفس

عاشقت گشتم تو گفتیی عاشقان دیوانه اند

عاقبت عاشق شدی دیدی که خود دیوانه ای

 

آنقدر دوستت دارم که حتی فکرش را نمی توانی بکنی

ولی هراس از این دارم که تو به من پشت کنی و مرا تنها بگذاری

به همین دلیل از دل بستن زیاد

می هراسم...

+ نوشته شده در  شنبه یکم بهمن 1384ساعت 11:43  توسط محمد  |