تبليغاتX
هویجوری

هویجوری

هرچی جالب باشه میزارمش اینجا

طلب عشق

+ نوشته شده در  جمعه بیست و هشتم بهمن 1384ساعت 21:27  توسط محمد  | 

اینم یه عکس عشقولانه

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیستم بهمن 1384ساعت 18:33  توسط محمد  | 

فکر میکنی عاشقی؟

فکر ميکنی که عاشقی؟؟ اصلاً ميدونی عاشق به کی ميگن؟؟ چند درصد فکر ميکنی که عاشقی؟؟ تموم زندگيت به اون وابسته ست؟؟؟ همّه جا اونو ميبينی؟؟ اون به زندگيت معنی ميده؟؟ اگه يه روزی همين عشقت بره با يکی ديگه! چيکار ميکنی؟؟؟ اگه بفهمی ديگه هيچ وقت هيچ وقت نميتونی بهش برسی چی؟!اون وقت چی کار ميکنی؟؟؟ خودتو ميکشی! اونو ميکشی!؟ و يا...... اما بزار يه چيز رو بهت بگم اگه اين کار رو ميکنی مطمئن باش عاشق نيستی پس معنی واقعي عاشقي رو خراب نکن چون زمانی ميتونی بگی عاشقشم که فقط وجودش برات مهم باشه نه حضورش در کنار تو

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیستم بهمن 1384ساعت 18:22  توسط محمد  | 

با تمام وجود دوستت دارم

 

بارها خواستم رازي را که مدتهاست در قلبم نگه داشته ام فاش

 

 کنم خواستم بگويم که دوستت دارم اما نتوانستم. هرگاه از

 

کنارم

 

ميگذشتي آرزو مي کردم اين راز را در چشمانم بخواني

 

افسوس تو بي اعتنا از کنارم ميگذشتي تا آنکه ديروز

 

قلم بدست گرفتم و خواستم برايت بنويسم که

 

از اين همه بي مهريهايت متنفرم

 

اما وقتي قلم را از روي کاغذ

 

 برداشتم با تعجب مشاهده

 

 کردم که نوشته ام

 با تمام وجود دوستت دارم

+ نوشته شده در  سه شنبه هجدهم بهمن 1384ساعت 14:3  توسط محمد  | 

زادروزت مبارک

زیباترین تولدها تنها آنهایی است که در رویا برای کسی می گیریم و یا برایمان

 

می گیرند و من تمام بهمن را که نامش مثل ساکنانش مقدس است  برایت در

 

 جایی دور پشت بوته های بی خار

 

گل سرخ با دو سیب سرخ که در آستانه افتادن به هم رسیدند و با شمعی که به

 

 جای من و تو

 

آب می شود تولد خواهم گرفت

 

لمس بودنت مبارک

 

فردا روز بزرگیه

فردا روزیه که خدا یکی از مخلوقات بزرگ خودشو نمایان کرد

کسی رو که دلی داره به اندازه ی دنیا

کسی که معنای عشق رو به خوبی میدونه

  

+ نوشته شده در  سه شنبه چهارم بهمن 1384ساعت 11:26  توسط محمد  | 

ای کاش

ای کاش عاشقم بودی

بوسه  را  دوست  دارم  نه  در  حوس

عاشقی  را  دوست  دارم  نه  در قفس

عاشقت گشتم تو گفتیی عاشقان دیوانه اند

عاقبت عاشق شدی دیدی که خود دیوانه ای

 

آنقدر دوستت دارم که حتی فکرش را نمی توانی بکنی

ولی هراس از این دارم که تو به من پشت کنی و مرا تنها بگذاری

به همین دلیل از دل بستن زیاد

می هراسم...

+ نوشته شده در  شنبه یکم بهمن 1384ساعت 11:43  توسط محمد  | 

سوگند

سوگند:

به گلبرگ لبانت تا طلوع مرگ خود

پيوند خواهم زد لبانم را

نسيمي مي وزد بر خرمن گيسوي تو
اينك
شميم عشق مي آرد
.
به مهتابي ترين شبهاي چشمان تو سوگند،

اگر عطري بجز آغوش تو بر چشم من خندد
اگر باد بهاري، برگ گلهاي بهشت جاودان بر پيكرم ريزد
اگر خورشيد عالم آتش افروزد
كه قلب و جان من را بي گمان تا انتها سوزد
اگر باران ببارد تا بشويد هر چه عشق و پاكبازي
نباشد هيچ ترديدي
كه باشم خاك پاي تو
كه ريزم اشك حسرت از براي يك نفس لبخند تو
آري
من مجنون،
بجز قلب تو اي محبوب من
جايي ندارم

+ نوشته شده در  جمعه بیست و سوم دی 1384ساعت 17:43  توسط محمد  | 

چه ساده

 چه ساده يگانه شديم.

چه ساده دل و دينم به دست تو دادم .

بی آنكه ديده باشمت يا حتی ... شنيدنی در كار باشد .

بی انكه حتی ...

                   -   نمی دانم ! -

 

ماندم اين همه دوری و اين همه احساس

ماندم از كجای اين بی سو آمدی ...

 

ديگر هيچ نمی دانم!

جز اينكه

 

هر چه از دلم می خروشد و از نگاهم می تراود ... عشق است و عاطفه !!

آنچه آرام و بی صدا بذرش در دلم پاشيدی ...

 

 

می دانم .... می دانم .... می دانم كه می خندی به عاشقانه های من ...

 

             اما بخند !

                   

                   بگذار سهم ساده من هم همين خنده های تو باشد ... !

+ نوشته شده در  سه شنبه بیستم دی 1384ساعت 12:2  توسط محمد  | 

عشق اسارت نیست

جالبه... احساس رهایی می کنم... این جوری بهتره... عاشقم٬ ولی معشوقم دور از دسترسه... الان حتی بیشتر و بهتر از قبل دوستش دارم...

به خودم می بالم... به خودم افتخار می کنم... فکر می کردم اگه یه روز این اتفاق برام بیفته٬ دیگه نمی تونم زندگی کنم... اما... من دارم به زندگی ادامه می دم.. ولی یه چیز رو می دونم... دیگه عاشق کسی نمی شم... چون دیگه حوصله عاشق شدن ندارم.آدم باید دوست داشته باشه و نباید عاشق بشه.چون اگه عاشق اونیکه دوسش داره بشه اونو زود از دست میده

+ نوشته شده در  شنبه هفدهم دی 1384ساعت 17:12  توسط محمد  | 

متن آهنگ عشق اینترنتی از نیما

 عشق یه چیزی مثل کشک و دوغ
تموم زندگی پر از دروغ
هیچ کسی،هیچ کسی رو دوست نداره
دوست دارم ، عاشقتم ،شعاره
این روزا دخترا فراری میشن
پسرا لیسانس تو بیکاری میشن
دختر تازه اول بلوغ
دلش مثل یه ترمینال شلوغه
دلش مثل یه ترمینال شلوغه
هر کی براش بوق می زنه هُل میشه
تموم اعضای تنش شل میشه
اول میگه سوار نشم بد میشه
بعد میگه مَحل ندم رد میشه
وای میسه ذل میزنه توی چشماش
میگه چشات در میارم از جاش
خم میشه بند کفشش ببنده
نگاش کنه زیر زیرکی بخنده
نگاش کنه زیر زیرکی بخنده
عشق یه چیزی مثل کشک و دوغ
تموم زندگی پر از دروغ
هیچ کسی،هیچ کسی رو دوست نداره
دوست دارم ، عاشقتم ،شعاره
خلاصه عاشق شدن آسون شده
دلبرکا فت و فراون شده
عشق ها شده اینترتی،ایمیلی
مجنون نشسته چت کنه با لیلی
مجنون نشسته چت کنه با لیلی
چت میکنن هی میگن و میخندن
یه ریز برای هم خالی می بندن
با کسب دخترنترس جناب مجری
میریم به قرن پنج و شیش هجری
به روزگاری که پر از جنون بود
چشمای عاشقا دو کاسه خون بود
یه روزگاره حیث یک چاقبار
رومی که اصلا نمیخوابید شبا
فقط به فکر لیلی خودش بود
دیوونه بازی تنها موردش بود
دیوونه بازی تنها موردش بود
عشق یه چیزی مثل کشک و دوغ
تموم زندگی پر از دروغ
هیچ کسی،هیچ کسی رو دوست نداره
دوست دارم ، عاشقتم ،شعاره
دوست دارم ، عاشقتم ،شعاره

+ نوشته شده در  دوشنبه پنجم دی 1384ساعت 10:35  توسط محمد  | 

جالبه واقعا

درويشی قصه زير را تعريف می کرد:

يکی بود يکی نبود مردی بود که زندگی اش را با عشق و محبت پشت سر گذاشته بود.

وقتی مُرد همه می گفتند به بهشت رفته است آدم مهربانی مثـل او حتما ً به بهشت می رود.

در آن زمان بهشت هنوز به مرحله ی کيفيت فراگير نرسيده بود و استـقبال از او با تشريفات مناسب انجام نشد.

فرشته نگهبانی که بايد او را راه می داد نگاه سريعی به فهرست نام ها انداخت و وقتی نام او را نيافت او را به جهنم فرستاد.

در جهنم هيچ کس از آدم دعوت نامه يا کارت شناسايی نمی خواهد هر کس به آنجا برسد می تواند وارد شود.

مَرد وارد شد و آنجا ماند . . .

چند روز بعد شيطان با خشم به دروازه بهشت رفت و يقه فرشته نگهبان را گرفت و گفت:

« اين کار شما تروريسم خالص است! »

نگهبان که نمی دانست ماجرا از چه قرار است پرسيد:  چه شده ؟

شيطان که از خشم قرمز شده بود گفت:

« آن مَرد را به جهنم فرستاده ايد و آمده وکار و زندگی ما را به هم زده.از وقتی که رسيده

نشسته و به حرف های ديگران گوش می دهد و به درد و دلشان می رسد.حالا همه دارند در

جهنم با هم گفت و گو می کنند يکديگر را در آغوش می کشند و می بوسند.

جهنم جای اين کارها نيست! لطفا ً اين مَرد را پس بگيريد!! »

 

 وقتی قصه به پايان رسيد درويش گفت:

 

 « با چنان عشقی زندگی کن که حتی اگر بنا به تصادف در جهنم افتادی خود

 

شيطان تو را به بهشت بازگرداند! »

+ نوشته شده در  شنبه بیست و ششم آذر 1384ساعت 13:59  توسط محمد  | 

چرت و پرت

وای یعنی خواب میبینم یا بیدارم

خدارو شکر بالاخره مغازرو هم گرفتیم و الان در مراحله آماده سازی هستیم

همینجا میخوام از دوستانه عزیزم آقا رضا و بهرام که امروز به من خیلی کمک کردن تشکر کنم

ایشالا یه روز تلافی میکنم

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم آذر 1384ساعت 22:21  توسط محمد  | 

دقت کن

 شاگردي از استادش پرسيد:" عشق چست؟ "
استاد در جواب گفت: " به گندم زار برو و پر خوشه ترين شاخه را بياور. اما در هنگام عبور از گندم زار، به ياد داشته باش که نمي تواني به عقب برگردي تا خوشه اي بچيني!"
شاگرد به گندم زار رفت و پس از مدتي طولاني برگشت. استاد پرسيد: "چه آوردي؟ "
و شاگرد با حسرت جواب داد: " هيچ! هر چه جلو ميرفتم، خوشه هاي پر پشت تر ميديدم و به اميد پيدا کردن پرپشت ترين، تا انتهاي گندم زار رفتم ."
استاد گفت: " عشق يعني همين! "
 
•  شاگرد پرسيد: " پس ازدواج چيست؟ "
استاد به سخن آمد که : " به جنگل برو و بلندترين درخت را بياور. اما به ياد داشته باش که باز هم نمي تواني به عقب برگردي! "
شاگرد رفت و پس از مدت کوتاهي با درختي برگشت . استاد پرسيد که شاگرد را چه شد و او در جواب گفت: " به جنگل رفتم و اولين درخت بلندي را که ديدم، انتخاب کردم. ترسيدم که اگر جلو بروم، باز هم دست خالي برگردم."

امیدوارم واستون مفید واقع بشه

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم آذر 1384ساعت 0:42  توسط محمد  | 

عشق در ذهن کودکان

 گروهی از متخصصان این سوال را برای گروهی از کودکان 4 تا 8 ساله مطرح کردند: عشق به چه معنی ست؟ پاسخ هایی که دریافت کرده اند بسیار عمیق تر از آن بوده که کسی بتواند تصور کند.

 

 از زمانیکه ما در بزرگم دچار آرتروز شد دیگر نمی توانست خم شود و ناخن های پایش را لاک بزند.از آن به بعد همیشه پدر بزرگم اینکار را برای او انجام می داد.حتی وقتی دستهای خودش هم دچار آرتروز شد.
این عشق است.
8 ساله

*****************************

وقتی کسی تو را عاشقانه دوست می دارد. شیوه ی بیان اسمت در صدای او متفاوت است و تو می دانی که نامت در لبهای او ایمن است.
4 ساله


****************************

عشق یعنی آن هنگامی که برای خوردن غذا با کسی بیرون میروی.
و بیشتر چیپس خود را به او می دهی. بی آنکه توقع متقابلی داشته باشی.
6 ساله

*****************************

عشق یعنی آن زمان که بابا برای مامان قهوه درست می کند و برای اطمینان از خوبی طعمش کمی از آن را می نوشد.
7 ساله

*****************************


عشق آن زمانی ست که به کسی می گویی از تی شرتش خوشت آمده و او بعد از آن هر روز آن را می پوشد.
7 ساله

*****************************


عشق یعنی آن زمان که مامان بهترین تکه ی مرغ را برای بابا می گذارد.
5 ساله

 
یاد بگیرید از اینا

اکش یعنی این

کم بچه مردمو بذارید سره کار واسه اکشهای سره کاری
 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم آذر 1384ساعت 0:24  توسط محمد  | 

شیرینی مغازم

خانوما و آقایون محترم:

اینم از شیرینی مغازم بالاخره بعد یه ماه کشمکش و درگیری تونستم بگیرمش

+ نوشته شده در  یکشنبه بیستم آذر 1384ساعت 19:35  توسط محمد  | 

وای عجب عکسی

+ نوشته شده در  یکشنبه بیستم آذر 1384ساعت 1:11  توسط محمد 

و اینم از قرعه کشی جام جهانی فوتبال

قرعه کشی جام جهانی فوتبال دقایقی پیش تموم شد و گروه کشورمون به این ترتیب شد:

۱-مکزیک

۲-ایران

۳-آنگولا

۴-پرتغال

به نظر گرو سختی میاد ولی باید دید که این تیم فعلا بحران زده ما چیکار میکنه اونجا

منکه خودم امیدوارم شما چی؟

+ نوشته شده در  شنبه نوزدهم آذر 1384ساعت 1:7  توسط محمد  | 

فقط آپدیت

یادتون میاد یه روز گفتم دعام کنید
فکر کنم دعای یکی از شماها که دلش خیلی پاک بوده اثر کرده
+ نوشته شده در  جمعه هجدهم آذر 1384ساعت 21:37  توسط محمد  | 

و اما ادامه ی مطلب قبلی

با سلام خدمت شما اين مطلب قسمت دوم از يه مطلب 3 قسمتيه که اگر قسمت اولشو نخوندي که هون زيره اول اونو بخون بعد اين يکي رو بخون

گربه ي وحشي
 

خوب... بايد اعتراف کنم که نوشتن اين قسمت براي من بسيار مشکله. چون بايد در مورد موجوداتي صحبت کنم که دنيا رو براي ما پسرها قابل تحمل نگه داشتن, يعني دخترهاي گونه گربه وحشي. اين نوع دخترها که تقريبا 20-30 درصد گونه دخترها رو تشکيل ميدن موجوداتي بسيار منحصر به فردند که بودنشون در زندگي پسرها بسيار وحشتناک......... ولي نبودنشون وحشتناک تره

 

دخترهاي گربه وحشي خصوصيات رفتاري بسيار شبيه به پسرها دارند. اين دخترها فاقد احساسات رقيق و لطيف گروه گربه هاي خانگي هستند و در زندگي به دنبال تفريح کردن و لذت بردن از زندگي هستند. معمولا بسيار  محاسبه گرحقه باز  و باهوشند. و وقتي با پسري دوست ميشوند, افسار او را کاملا در اختيار ميگيرند. از آنجايي که براي لذت بردن از زندگي به پول فراوان احتياج دارند, دخترهاي اين دسته, پسرها را از روي ملاکهاي مادي طبقه بندي و انتخاب ميکنند. جملاتي از قبيل "با يه پسره دوست شدم! جيگر! پژو 206 داره..." روشي براي توصيف پسرها در ميان اين نوع دخترهاست. 

اين دخترها نسبت به مسائل جنسي از دوران نوجواني اطلاعات زيادي دارند و تقريبا براي اولين تجربه رابطه جنسي عجله دارند! برعکس دخترهاي گروه قبل که به حواشي يک رابطه جنسي بيشتر اهميت ميدادند, اين دخترها کاملا ميدانند که چه چيز ميخواهند. و معمولا از پسري که با او سکس انجام ميدهند باتجربه تر هستند و   رابطه با اين نوع دخترها, ميتواند بطور همزمان, بهترين و بدترين خاطره زندگي هر پسري باشد! (چون بعد از تمام شدن کار, پسر بيچاره به يک ليموترش چلانده شده شبيه ميشود) 

دوست شدن و آشنايي با اين دخترها روشهاي بسيار متنوعي دارد. نکته جالب اين است که در بسياري از موارد اين دخترها خود اقدام به تور کردن پسرهايي که يا ماشيني بهتر از پژو و يا قيافه اي بهتر از کريستن اسليتر دارند ميکنند! اما در موارد عادي که يا ماشين شما در حدود پرايد است و يا اينکه شبيه کرستن اسليتر نيستيد, بهترين روش, مرموز بودن و دست نيافتني بودن است. اين دخترها بانک اطلاعاتي کاملي از تمامي پسرهاي فاميل, دوست, آشنا, همسايه, همکلاسي, دوستان دوستان و غيره در ذهن خود دارند و هر روز قسمتي به جزئيات هر فرد در اين بانک اضافه ميکنند؛ پسري که بيشترين علامت سوال در مورد او وجود داشته باشد, بيشترين شانس را براي دوست شدن با آنها دارد. اين موضوع ميتواند توجيح کننده دوستيهاي اين دخترها با پسرها در کافي شاپها و يا حتي chatroom ها باشد!

دوست شدن با اين دخترها بدون آمادگي ذهني و مالي قبلي اشتباه جبران ناپذيري است. شما بايد خود را براي 5-10 صورت حساب کافي شاپ,....  2-3 شام...    1-2 ....کادو به مناسبت هاي مختلف بخصوص تولد (اين دخترها سالي 4 بار تولد ميگيرند!)  

در دوستي با اين دخترها بايد اين مراحل را به ترتيب رعايت کنيد :

1 - آشنايي (پارتي, کافي شاپ, اينترنت و ...)
2 - ملاقات اول (احتياجي به رومانتيک بودن زياد نيست, با او لاس بزنيد و حتما صورت حساب را که بشدت هم زياد شده با تراول چک پرداخت کنيد)
3 - تلفن شب بعد از ملاقات (بيشتر لاس بزنيد, حتي اگر ميتوانيد بي پروا و سکسي صحبت کنيد! با او يک قرار شام بگذاريد!)
4 - شام اول (به يک رستوران محشر برويد! باز هم متاسفانه او گران ترين غذا را سفارش ميدهد. چاره اي نيست!)
5 - ببينيد که دلش ميخواهد با شما براي خوردن قهوه به خانه شما بيايد؟! اگر جواب منفي بود ولي فرد مورد نظر زيادي خوشگل بود ميشود به مرحله 2 يا 3 برگشت و از ابتدا با شدت بيشتري تکرار کرد...
6 - و اما اگر به خانه شما آمد... (اينجا هم توضيح ميخواد؟! سه نقطه!!!)
7 - از اينجا به بعد از دست شما خارج است چون او رئيس است....(زودتر به فکر روشي براي فرار کردن باشيد!) 

در اينجا يک بار و براي هميشه به همه پسرها اخطار ميکنم! از ازدواج با اين گروه به شدت پرهيز کنيد! در صورت ازدواج با اين نوع دختر, بدترين شکل زندگي در انتظار شماست : او آشپزي کردن بلد نيست و غذا پختن و ظرف شستن و همه کارها به عهده شماست! سالي دو الي سه مسافرت به جزيره کيش و حداقل سالي يک بار اروپا رفتن اجباري است! او هيچ وقت خانه نيست و معمولا يا در سالن زيبايي است يا در حال خريد از بوتيکها و يا در مهماني زنانه! اما با تعجب فراوان اين ازدواجها دوام زيادي دارند و فقط در يک صورت منجر به طلاق مي شوند : ورشکستگي مرد!!!

خوب! قبول دارم که تا اينجا خيلي پسرونه نوشتم! اما از خود دخترهايي که اينو ميخونن ميپرسم, من دارم دروغ ميگم!؟ ببينيد! تو نوشته قبلي من يه راهنمايي هايي به دخترها هم کرده بودم, اما آخه من چه راهنمايي دارم به شما گربه هاي وحشي بکنم!؟ اگه دلتون ميخواد, فحش بدين, اما انصاف هم خوب چيزيه

+ نوشته شده در  جمعه هجدهم آذر 1384ساعت 15:11  توسط محمد  | 

اینم یه شعرک

این شعر رو خواننده ی محبوب و مورد علاقم محسن چاوشی برام آف زده

اونروزا که تنها بودي

 گمشده دريا بودي

 قايق تو شکسته بود

 تنت نهيف و خسته بود....

فانوس درياييت شدم

 مونس تنهاييت شدم..

.گذشتم از هر هوسي

تا تو به مقصد برسي..

اما به جاش تو بد شدي

.از منو عشم رد شدي

 به من يه پشت پا زدي

 تهمت ناروا زدي


+ نوشته شده در  جمعه هجدهم آذر 1384ساعت 15:6  توسط محمد  | 

گونه های مختلف پسر و دختر

سلام این قسمت ۱ از مطلب ۳ قسمتی است

دختر ها سه گونه (يوزپلنگ)  (گربه ي وحشي)  (گربه ي خونگي)

پسرها دو گونه (روباه)  ( الاغ)

 گونه يوزپلنگ
بسيار خوب! الان ميخوام در مورد آخرين گونه شناخته شده دختر صحبت کنم, دخترهاي گونه يوزپلنگ! اصولا بحث بر سر وجود اين نوع دختر هنوز در محافل علمي بسيار داغه و ما نميتونيم نسبت به وجود و ياعدم وجود چنين موجودي اظهار نظر قطعي کنيم. اصولا پيدا کردن دختر ايده آل از روياهاي دست نيافتني بشر بوده
 که مثل بقيه روياهاي دست نيافتني ديگه, طرفداران بسياري از جمله خود من داره!!
 من بايد اعتراف کنم که خودم هنوز از نزديک هيچ دختري رو از اين گونه خاص ملاقات نکردم, اما شواهد و مدارکي وجود داره که ميتونه به من اطمينان بده که چنين موجوداتي توسط خداوند خلق شدند (با تشکر فراوان از خدا!).

خوب, بهتره به جاي شعر گفتن, به بحث علمي! در مورد اين نوع دختر برسيم.

توصيف يک دختر ايده آل, از همه نظر, کار بسيار دشواريه! اصولا اين موضوع ثابت شده که در ميان جنس دختر رابطه نسبتا معکوسي بين کيفيت ظاهر و باطن وجود داره!!!?(يعني ظاهر و باطنشون يکي نيست) که باعث ميشه فقط يکي از دو خصوصيت هاي:
            1) زيبايي خارق العاده                    2) يا شخصيت منحصر به فرد و خارق العاده

 در يک دختر مشاهده بشه و پسرها ناچارند بسته به شرايط به يکي از اين دو خاصيت در دخترها قناعت کنند. 

شايد مهمترين خصوصيت يک دختر ايده آل, اعتماد به نفس خارق العاده اون باشه. دخترهاي گونه يوزپلنگ بسيار سريع, قاطع و مصمم هستند و هنگامي که براي رسيدن به يک چيز حرکت ميکنند, هيچ مانعي رو نمي بينند. اين دخترها رابطه بسيار متعادلي بين عقل, احساس و غرايز خودشون برقرار کردند و به هيچ وجه يکي رو به ديگري ترجيح نميدن. سليقه هاي خاص و منحصر به فردي دارند و حداقل در يک يا دو موضوع خاص کاملا متخصص هستند. در مورد مسائل مختلف نظر شخصي خودشون رو دارند و براي اثبات حرفهاشون حاضر به جنگيدن هستند. با مسائل سطحي برخورد نميکنند و هميشه سعي در کسب آگاهي و در عين حال آگاهي دادن به ديگران هستند.

در روابط با پسرها, بسيار شبيه به پسرهاي گروه روباه عمل ميکنند.
 اصولا به ظواهر افراد اهميت زيادي نمي دهند و حتي جنسيت افراد هم براي آنها مطرح نيست. يعني دليلي ندارد که يک پسر معمولي را به يک دختر خوب ترجيح بدهند. در عين حال در روابط اجتماعي, فاقد گارد دفاعي گروه گربه هاي خانگي هستند؛ همين مساله ممکن است باعث اشتباه گرفته شدن آنها با گروه گربه هاي وحشي شوند. مهمترين تفاوت آنها با گربه هاي وحشي, استقلال طلبي بالا و سعي در رعايت عدالت در روابط و دوستي آنها با پسرهاست. اين دخترها ضمن اينکه به هيچ وجه اجازه سو استفاده به ديگران را نميدهند اما از ديگران هم سو استفاده نمي کنند.

در مورد روابط جنسي, افراد اين گروه ديدي بسيار باز و واقع بينانه دارند. از نظر آنها روابط جنسي پديده ايست در حد غذا خوردن که حياتي است اما اولين اولويت انسان در هر زمان و مکاني نيست. اين گروه اطلاعات زيادي در مورد مسائل جنسي دارند و در مورد آن ديدگاهي بيطرفانه دارند و نه از آن دفاع خاصي ميکنند و نه بي دليل از آن بد ميگويند.

شرط لازم براي دوستي با اين دخترها, داشتن چيز با ارزشي به جز قيافه, مدرک تحصيلي, ماشين, خونه, پول, موبايل و غيره است (چون همه اينارو خودش هم داره). بايد سعي کنيد که مثل خود آنها منحصر به فرد باشيد و حداقل تظاهر کنيد که فقط به خاصيت منحصر به فرد او علاقه منديد. او با شما لزوما از فلسفه يا فيزيک کوانتم صحبت نمي کند, ولي حتي اگر در مورد آشپزي هم حرف بزند, عمق حرفهايش کاملا مشخص است. اين دخترها استعداد بسيار خوبي در تشخيص پسرهاي گروه الاغ دارند و اگر شما از اين گروه هستيد, به هيچ وجه وقت خود را با اين دخترها تلف نکنيد. 

ازدواج با اين دخترها فقط در صورتي به نتيجه ميرسد که همسر آنها از گروه روباه باشند! (احتمال وقوع چنين اتفاقي 1 در 100,000 است) در غير اين صورت ازدواج آنها به يک طلاق بسيار آرام مي انجامد و چون افراد هوشمند يک اشتباه را دو بار تکرار نميکنند, معمولا مجرد باقي ميمانند
 

 ادامه دارد (بزودی زود)

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفدهم آذر 1384ساعت 14:55  توسط محمد  | 

عجب مطلب درازیه

شش سال اوّل زندگي:

• گريه نكن
• شيطوني نكن
• دست تو دماغت نكن
• مامانت رو اذيت نكن
• روي ديوار نقاشي نكن
• انگشتت رو تو پريز برق نكن
• دمپايي بابا رو پات نكن
• به خورشيد نگاه نكن
• شبها تو جات جيش نكن
• تو كمد مامان فضولي نكن
• با اون پسر بي‌تربيته بازي نكن
• اسباب‌بازي‌ها رو تو دهنت نكن
• زير دامن شمسي خانوم رو نگاه نكن
• دماغت رو تو لوله جاروبرقي نكن

 دوره ي دبستان:

• موقع رفتن به مدرسه دير نكن
• پات رو تو جاميزي نكن
• ورقهاي دفترت رو پاره نكن
• مدادت رو تو دهنت نكن
• به دخترهاي مدرسه بغلي نگاه نكن
• تخته پاك‌كن رو خيس نكن
• حياط مدرسه رو كثيف نكن
• با دخترها شمسي خانوم «دكتربازي» نكن
• دست تو كيف بغل دستيت نكن
• تخته‌سياه رو خط‌خطي نكن
• گچ رو پرت نكن
• تو راهرو سر و صدا نكن
• تو كلاس پچ‌پچ نكن
• ATARI بازي نكن

 دوره ي راهنمايي:

• ترقه بازي نكن
• SEGA بازي نكن
• جاهاي بدبد فيلمها رو نگاه نكن
• موقع برگشتن از مدرسه دير نكن
• تو كوچه فوتبال بازي نكن
• دست تو جيب بابات نكن
• با مامانت كل‌كل نكن
• تو كلاس صحبت نكن
• بعد از ظهر سر و صدا نكن
• با دختر شمسي خانوم منچ بازي نكن
• اتاقت رو شلوغ نكن
• روي ميز بابات كتابهات رو ولو نكن
• عكس لختي تماشا نكن
• با بچّه‌هاي بي‌ادب رفت و آمد نكن
• جر و بحث نكن

 دوره ي دبيرستان:

• با كامپيوتر بازي نكن
• تو حموم معطل نكن !!!!?
• تقلب نكن
• با دوستات موتورسواري نكن
• عصرها دير نكن
• با دختر شمسي خانوم صحبت نكن
• با بابات دعوا نكن
• تو كلاس معلمتون رو مسخره نكن
• تو خيابون دنبال دخترها نكن
• مردم‌آزاري نكن
• نصف شب سر و صدا نكن
• فيلم سوپر نگاه نكن
• وقتت رو با مجله تلف نكن
• چشم‌چروني نكن

 دوره ي دانشگاه:

• رشته‌اي رو كه دوست داري انتخاب نكن
• 24 ساعته چت نكن
• سر كلاس درس غيبت نكن
• با دختر شمسي‌خانوم دل و قلوه رد و بدل نكن
• خيابون‌ها رو متر نكن
• تو سياست دخالت نكن
• با دخترهاي مردم هر كاري دلت خواست نكن
• شب براي شام دير نكن
• با مأمور پليس كل‌كل نكن
• چراغ قرمز رو عشقي رد نكن
• موبايلت رو Reject نكن
• آستين كوتاه تنت نكن
• همه رو دودره نكن

 دوره ي سربازي:

• موهات رو بلند نكن
• روت رو زياد نكن
• از اوامر سرپيچي نكن
• فرار نكن
• با اسلحه شوخي نكن
• غيبت نكن
• به آينده فكر نكن
• درگيري ايجاد نكن
• به فرمانده بي‌احترامي نكن
• غير از خدمت به هيچ چيز ديگري فكر نكن
• با رئيس عقيدتي جر و بحث نكن
• اعتراض نكن
• با دختر شمسي خانوم نامه‌نگاري نكن
• از تلف شدن وقتت ناله نكن
• از آشپزخونه دزدي نكن

 دوره ي شوهر بودن:

• با زنت شوخي نكن
• زنت رو با دختر شمسي خانوم مقايسه نكن
• به زنت خيانت نكن
• با دوستانت الواتي نكن
• تو Orkut خودت رو Single معرفي نكن
• به زنهاي ديگه نگاه نكن
• موبايلت رو قايم نكن
• از عكسهاي قبل از ازدواجت نگهداري نكن
• پولت رو خرج دوستات نكن
• رفتار دوران مجردي رو تكرار نكن
• غير از زندگي مشترك به هيچ چيز فكر نكن
• ريسك نكن
• بدون اجازهء زنت هيچ كاري نكن

 دوره ي پدر بودن:

• بچه رو تنبيه نكن
• به بچه بي‌توجهي نكن
• بچه‌ت رو با بچه‌هاي ديگه مقايسه نكن
• به بچه توهين نكن
• بچه رو از بازي منع نكن
• بچه‌ت رو به كتك زدن بچهء دختر شمسي خانوم تشويق نكن !!?
• با بچه كل‌كل نكن
• بچه رو محدود نكن
• بچه رو از جنس مخالف دور نكن
• به مادر بچه بي‌توجهي نكن
• بچه رو به هيچ چيز مجبور نكن
• آزادي بچه رو محدود نكن
• به حلال‌زاده بودن بچه شك نكن
• از خواستهاي بچه چشم‌پوشي نكن

 دوره ي پيري:

• براي بچه‌هات مزاحمت ايجاد نكن
• نوه‌هات رو لوس نكن
• با پيرزن‌هاي ديگه معاشرت نكن
• به خاطراتت فكر نكن
• پولت رو خرج نكن
• هوس جووني نكن
• غير از آخرتت به هيچ چيز فكر نكن
• با زنت بي‌وفايي نكن
• از رفتن به خانهء سالمندان احساس نارضايتي نكن
• لباس شاد تنت نكن
• به بيوه شدن دختر شمسي خانوم توجه نكن
• تو وصيتنامه، هيچكس رو فراموش نكن
• از گذشته ناله نكن
• به هر كي رسيدي، نصيحت نكن
• به آينده فكر نكن

 دوره ي پس از مرگ !

• حالا ديگه دورهء نكن تموم شد! حالا هر كاري دلت مي‌خواد بكن...
• ...بكن
• ...بكن
• ...بكن
• ...بكن
• ...بكن
• ...بكن
• ...بكن
• ...بكن
• ...بكن
• ...بكن
• ...بكن
• ...بكن
• ...بكن
• ...ولي فقط با روح دختر شمسي خانوم كاري نكن !!!!!!!!!!!!!!!!??

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفدهم آذر 1384ساعت 14:50  توسط محمد  | 

جالبه مگه نه؟

شب شد. خورشيد رفت. آفتابگردان عاشق به دنبال آفتاب آسمان را جستجو ميکرد. ناگهان...... ناگهان ستاره اي چشمک زد. آفتابگردان سرش را به زير افکند ..... با خود گفت: گلها خيانت نمي کنند

ولی این جمله چقدر تو زندگی ما مصداق داره؟
به نظر شما پیدا میشه آدمی که مثل این گل آفتابگردون باشه؟

من میگم نه

چون گل آفتابگردون که انسان نیست که احساس داشته باشه

احساس آدمی چه خوب چه بد یه روز کار دستش میده

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفدهم آذر 1384ساعت 14:30  توسط محمد  | 

شما و خدا

نمی دونم جزء کدوم دسته از افراد هستید

۱-افرادی که فقط خدا رو به خاطر ترس از غضب خدا در آخرت عبادت میکنند و همه چیز رو از یاد میبرن

۲-یا از اون افرادی هستید که نه تنها خدا رو فراموش نمی کنید بلکه خلق خدارم فراموش نمی کنید

پس سعی کنید همیشه جزء اون افرادی باشید که هروقت خیالتون راحت بود و آسوده خاطر بودید خدارو عبادت کنید و اگه نمی تونید نماز بخونید به هر دلیلی که واسه خودتون موجه هستش لااقل خدا رو همیشه پیش روی خودتون ببینید و همیشه مرگ رو مقابل چشماتون چون به نظر من این خودش بهترین نوع عبادت خداست

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفدهم آذر 1384ساعت 14:26  توسط محمد  | 

وای عجب چیزی

فرهنگ لغت
 

احمق: كسي كه دختر همسايه را در تاريكي نبوسد

آدامس : تنها چيزي كه توي دهان خانم ها بند مي شود

ادب : يعني كمك به يك خانم زيبا در عبور از خيابان حتي اگر به كمك احتياج نداشته باشد

اوراقچي : تنها موجودي كه زنها را بهترين رانندگان دنيا ميداند

بوسه : تصادفي كه فقط يك سيلي به آدم ضرر مي زند
ازدواج : قمار زندگي است و در قمار معمولا برد با كسي است كه بيشتر تقلب كند
الكل : مايه گرانبهايي كه همه چيز را محفوظ نگاه مي دارد مگر اسرار را
ايده آل : شوهري كه بتواند با زنش بهمان دقت و ملايمتي كه در مورد اتومبيل تازه اش دارد رفتار كند

بزبيار : فلك زده اي كه زنش زشت و كلفتش بيريخت باشد
آدم خوار: انسان دوست افراطي
آدم مغرور: كسي كه اگر جلاد بخواهد گردنش را بزند بگويد : يه وجب بلند تر بزن
بيست سالگي : دوراني كه پسر ها دنبال معشوقه مي گردند دختر ها دنبال شوهر
چشم : عضويكه چشم چرانها با آن ارتزاق مي كنند
خسيس : كسي كه وقتي خانه اش آتش مي گيرد براي اينكه پول تلفن ندهد تا اداره آتش نشاني بدود
خوش بين : مردي كه تصور كند وقتي زني پاي تلفن خداحافظي كند گوشي را خواهد گذاشت
دست : عضوي كه در سينما نزد صاحبش بند نمي شود
دوران تجرد : دوراني كه معمولا براي مردها بعد از ازدواج شروع مي شود
رفيق : كسي كه هميشه به شما مقروض است
رقص : بهم چسبيدن با اتيكت دو جنس مخالف
زوج ايده آل : شوهر كر و زن لال
سوءظن : سعي در دانستن چيزيكه بعدا" انسان آرزو مي كند اي كاش آنرا نمي دانست
سينما : جايي كه پشت سر شما حرف مي زنند
عشق : دردسري كه براي فراموش كردن آن بايد عشق تازه تري پيدا كرد
سرخ پوست : مرد خوشبختي كه وقتي زنش اورا مي بوسد صورتش ماتيكي نمي شود
سنجاق قفلي : تنها قفلي كه بدون كليد باز مي شود
ماچ : بوسه اي كه هنوز رنگ آرتيستي نگرفته
مرد مجرد : كسي كه هنوز عيوبي دارد كه خود نمي داند
معجزه : دختر خانمي كه زنگ آخر جيم شود و به سينما نرود
موش : خانم هايي كه نصفه شب به جيب شوهر هايشان شبيخون مي زنند
هالو : شوهري كه دستكش ظرفشويي را بجاي اندازه دست خودش اندازه

+ نوشته شده در  سه شنبه پانزدهم آذر 1384ساعت 22:27  توسط محمد  | 

و یکی دیگه

زن

زن در طبيعت کمتر به صورت آزاد يافت ميشود و بيشتر به صورت ترکيب عناصری مانند:ئيدرات تکبر و سولفات خودپسندی و ناز در خيابانها و مغازه هايی از جمله خيابان مرکزی يافت ميشود.اين ترکيب در مقابل پارچه فروشيها،کفش فروشيها،لوکس فروشيها و مخصوصا طلا فروشيها خاصيت آهنربايی پيدا ميکند و به طرف آن جذب ميشود.

تاريخچه کشف:

کاشف اين کشف بزرگ پروفسر مرد است،او در راه کشف اين ترکيب زحمات فراوان متوصل شده است و با تمام کوششی که به عمل آورده است هنوز نتوانسته نوع جنس و خواص اصلی اين ترکيب را پيدا کند.

طرز تهيه اين ماده:

برای تهيه اين ترکيب کافی است مقداری اسيد اسکناس و سولفات بنز آخرين مدل،(اگه نشد ماکسيما جواب ميده)و نيترات ويلا را مخلوط کرده و به عنوان مهريه دو کاخ سکه و طلا،کلريد خواهش به عنوان شيربها،از مخلوط اين مواد گاز ناز و عشوه متصاعد ميشود سپس زن در خانه رسوب ميکند.بعضی از دانشمندان و متفکران غرب معتقدند چنانچه از مقداری عصاره چرب زبانی در اين عمل استفاده شود نتيجه کار بهتر خواهد شد.

خواص فيزيکی:

بسيار شکننده است،به سرعت تحت تأثير قرار ميگيرد و هر گاه اسيد خشونت به کار آيد مقداری از آن به صورت بيکربنات اشک جاری ميشود.

خواص شيميايی:                                                                                                  

بر خورد اين ترکيب ناخالص بوده و همراه سيليکات است که همراه آن خرده شيشه يافت ميشود.

برای خالص شدن آن کافی است آن را با نيترات کتک و سولفات غصب ترکيب کرده که از اين عمل محلول گاز فرياد که غلضت آن برای ماده ی اوليه است متصاعد شده و ترکيب به حالت رسوب کف اتاق ته نشين ميشود،سپس اگر به آن مقداری کلريد محبت افزوده شود به حالت اوليه خود باز ميگردد و مقداری گرما آزاد ميشود.

+ نوشته شده در  سه شنبه پانزدهم آذر 1384ساعت 22:18  توسط محمد  | 

یه مطلب جالب

شوخی با جامعه امروز ...

 

 اندر شلوار كوتاه خانمها

روزي جمعي از مريدان نزد شيخ آمدند و گفتند: يا شيخ مدتي است که در شهر شلوار کوتاه رايج گرديده و دختران بسياري اين البسه بر تن ميکنند.

در مذمت شلوار کوتاه چيزي بگو تا دختران از پوشيدنش صرف نظر نمايند.

شيخ ما خروشيد و گفت: خاموش!!! که شلوار کوتاه را فايده بسيار است و من در مذمتش هيچ نگويم.

گفتند:ياشيخ!فايدهاش ............................................................................ چيست؟

شيخ ما گفت: چون دختران شلوار کوتاه پوشند، پسرها سر به زير گردند و پايين را بنگرند.

چون پايين را بنگرند هم از گزند تير شيطان در امان مانند هم از شر چالههاي خيابان

+ نوشته شده در  سه شنبه پانزدهم آذر 1384ساعت 22:17  توسط محمد  | 

کلا اصلا این روزا حال ندارم

آقایان و خانومهای محترم

درسته که میدونم واستون فرقی نداره بلاگ رو آپدیت کنم یا نه ولی به خدا این روزا یه نفر هستش که اصلا حال روز واسم نذاشته

خودشم میدونه کیه بابا من صبر زیاده ولی یه روز دیدی قاط زدما یکمی ملاحظه ی حال مارم بکن

+ نوشته شده در  سه شنبه پانزدهم آذر 1384ساعت 22:10  توسط محمد  | 

خسته شدم بازم جوک

۱-یه روز یه ترکه را از استخر میندازن بیرون . دوستاش بهش میگن چرا انداختنت بیرون؟ میگه آخه شاشیدم ! دوستاش بهش میگن آخه دیوونه توی استخر همه میشاشن ولی کسی نمی فهمه.میگه آخه من از همون بالا شاشیدم.

۲-تركه ميره خواستگاري، مادر- پدر دختره بهش جواب رد ميدن، ميگن دختر ما داره درس ميخونه. تركه ميگه: ايشكال نداره، من ميرم دو ساعت ديگه برميگردم

۳-لره داشته تو لس‌آنجلس قدم ميزده، يهو داريوش رو ميبينه، بدو بدو ميره جلو، ميگه: سلام آقا داريوش! داريوش ميگه: سلام هموطن! لره كف ميكنه، ميگه: اوووف! عجب كيفيتي

۴-بچه مثبته از لره ميپرسه: آقا ببخشيد... خيلي خيلي عذر ميخوام..شرمنده.. روم به ديوار.. اسمتون چيه؟! لره شاكي ميشه، ميگه: ايجو كه تو پرسيدي، اسمم انه!!!

۵-ترك ميشينه تو تاكسي، راننده بهش ميگه: داداش دستت لاي در گير نكنه. تركه هم مياد آخر مرام بگذاره، ميگه: داداش سرت لاي در گير نكنه

۶-به تركه ميگن برو زير درياييرو غرق كن ميره پايين در ميزنه فرار ميكنه

۷-تركه بالاي درخت چنار بوده يارو ميگه اون بالا چي كار ميكني ميگه دارم توت ميخورم ميگه اين كه درخت چناره ميگه توت تو جيبمه

۸-لره با هواپيما مياد تهران، تو فرودگاه به رفيقش ميگه: اگه ميدونستم اينقدر نزديكه با ماشين ميومدم

شرمنده دیگه اگه تکراری باشه همینارو پیدا کردم

+ نوشته شده در  دوشنبه چهاردهم آذر 1384ساعت 13:3  توسط محمد  | 

کلیپ آهنگ کلاغ رو سیاه از محسن چاوشی

+ نوشته شده در  دوشنبه چهاردهم آذر 1384ساعت 10:35  توسط محمد  | 

جوک جوک جوک

۱-از يه نفر ميپرسن بچه كجايي ميگه :تهران  ميپرسن : كجاي تهران ميگه: تهران ، كيلومتر 700 ، جاده اردبيل

۲-یارو داشته پرتقال پوست میکنده میگه: خدا کنه توش موز باشه

۳-مرغه ادامس خروس میخره حامله میشه

۴-به تركه ميگن حال ساده رو تعريف كن ميگه : لب

۵-لره ميره توالت، بعد يك ربع با دهن خوني مالي مياد بيرون. رفيقش ميپرسه: چي شد فرهاد؟ لره ميگه: گي بگيرن، مسواكش خيلي بزرگ بي!

۶-زن تركه حامله بوده، ميبرنش سونوگرافي كه جنسيت بچه رو معلوم كنند. خلاصه زنه و يارو دكتره ميرن تو اتاق و بعد يك ربع دكتره مياد بيرون، به تركه ميگه: مژده بده، بچه‌ت دختره. تركه خيلي حال ميكنه، ميگه: آخــــييـي.. آقاي دكتر بپرس اسمش چيه؟!

۷-يه روز يه تركه ميخواسته تو جمع فارسها جوك بگه. تا شروع ميكنه و ميگه يه فارسه... همه ميگن: ا... ا... ا... ا... تركه ميگه: خيلي خوب يه روز يه تهرونيه... باز همه ميگن: ا... ا... ا... ا... تركه ميگه: باشه بابا... يه روز يه تركه... همه ميگن: خب خب؟ ميگه: يه روز يه تركه مي‌افته تو چاه توالت درش ميارن ميبينن فارسه!

۸-تركه زنگ ميزنه خونه دوست دخترش و ميگه: سلام... ببخشيد من لهجه دارم... دختره ميگه: آره! تركه مي‌گه:‌ پس قطع مي‌كنم دوباره مي‌گيرم!

آقا اگه قدیمیه اگه جدیده به من ربطی نداره شاید واسه تو قدیمیه واسه یکی دیگه جدید


 

+ نوشته شده در  یکشنبه سیزدهم آذر 1384ساعت 11:3  توسط محمد  | 

بازم جالبه

سلام

سلام

آقا يک کيلو چای لطف می کنيد

رو چشمم

 

سلام

سلام

آقا يه مثقال زعفرون  می خواستم

حتما. چند لحظه صبر کنيد

 

سلام

ببخشيد يک کيلو صداقت می خواستم

يک کيلو!!!

اين که خيلی زياده

پس يه مثقال بدين

اين حالا شد يه چيزی اما...

اما چی؟

خيلی وقته تموم کرديم.

کی مياريد؟

ديگه نمياريم.آخه اين روزا مشتری نداره

صداقت چه واژه عجیبیه نه؟!!!!!!!!

 

+ نوشته شده در  شنبه دوازدهم آذر 1384ساعت 13:0  توسط محمد  | 

جالبه

روان شناسان شخصیتی بر این عقیده اند که شماره تولد، شما را از آن چیزی که  می خوا هید باشید دور نمی کند بلکه مانند رنگی است که نوع آن و زیبایی اش برای افراد مختلف متفاوت است. به مثال زیر توجه کنید :

فرض می کنیم که شما متولد 21 مهر 1357 هستید. مهر ماه هفتم (7) سال است پس :

8=1+7=17=5+8+3+1=1385=1357+7+21

"8" شماره تولد شماست و اکنون می توانید آنچه راکه مربوط به این شماره است با خود مطابقت دهید.

تفسیر اعداد:

1-     خالق و مبتکر

"یک" ها پایه و اساس زندگی هستند. همیشه عقاید جدید و بدیع دارند و این حالت در آنها طبیعی است. همیشه دوست دارند تمامی کارها و مسائل بر حول محوری که آنها می گویند و تعیین می کنند در گردش باشد و چون مبتکر هستند ،گاهی خود خواه می شوند. با این حال "یک" ها بشدت صادق و وفادار ند و به خوبی مهارتهای سیاسی را یاد میگیرند . همیشه دوست دارند حرف اول را بزنند و غالبا رهبر و فرمانده هستند، چون عاشق این هستند که "بهترین" باشند . در استخدام خود بودن و برای خود کار کردن بزرگترین کمک به آنهاست ولی باید یاد بگیرند  عقاید دیگران ممکن است بهتر باشد و باید با رویی باز آنها را نیز بشنوند.

2-     پیام آور صلح

"دو" ها سیاستمدار به دنیا می آیند ! از نیاز دیگران خبر دارند و غالبا پیش از دیگران به آنها فکر می کنند . اصلا تنهایی را دوست ندارند . دوستی و همراهی با دیگران برایشان بسیار مهم است و می تواند آنها را به موفقیت در زند گی رهنمون سازد. اما از طرف دیگر ، چنانچه در دوستی با کسی احساس ناراحتی کنند ترجیح می دهند تنها باشند.از آنجایی که ذاتا خجالتی هستند باید در تقویت اعتماد به نفس خود تلاش کنند و با استفاده از لحظه ها و فرصت ها آنها را از دست ندهند.

3- قلب تپنده زندگی

" سه " ها ایده آلیست هستند،بسیار فعال اجتماعی جذاب رمانتیک وبسیار بردبار و پر تحمل خیلی کارها را با هم شروع می کنند اما همه انها را پیگیری نمی کنند. دوست دارند که دیگران شاد باشند و برای این کار تمام تلاش خود رابه کار می گیرند. بسیار محبوب اجتماعی و ایده آلیست هستند اما باید یار بیرند که دنیا را از دید واقعگرایایه تری هم ببینند.

4- محافظه کار

"چهار" ها بسیار حساس و سنتی هستند. آنها عاشق کارهای روزمره، روتین و پیرو نظم و انضباط هستند و تنها زمانی وارد عمل می شوند که دقیقا بداننند چه کاری باید انجام دهند. به سختی کار و تلاش می کنند. عاشق طبیعت و محیط خارج از خانه هستند. بسیار مقاوم و با پشتکار هستند. اما باید یاد بگیرند که انعطاف پذیری بیشتری داشته و با خود مهربانتر باشند.

5-ناهماهنگ با جماعت

"پنج" ها جهانگرد هستند و کنجکاوی ذاتی، خطر پذیری و اشتیاق سیری ناپذیر آنها به جهان هستی و دیدن محیط اطراف خود،غالبا برایشان درد سر ساز می شود. آنها عاشق تنوع هستند ودوست ندرند مانند درخت در یک جا ثابت بمانند. تمام دنیا مدرسه آنهاست و در هر موقعیتی به دنبال یادگیری هستند. سوالات انها هرگز تمام نمی شود. آنها به خوبی یاد گرفته اند که قبل از اقدام به عمل، تمامی جوانب کار را سنجیده و مطمئن شوند که پیش از نتیجه گیری ،تمامی حقایق را مد نظر قرار داده اند.

6- رمانتیک و احساساتی

" شش" ها ایده آلیست هستند و زمانی خوشحال می شوند که احساس مفید بودن کنند. یک رابطه خانوادگی بسیار محکم برای آنها از اهمیت ویژه ای برخوردار است. اعمالشان بر تصمیم گیری هایشان موثر است و آنها حس غریب برای مراقبت از دیگران و کمک به آنها دارند. بسیار وفادار و صادق بوده و معلمان بزرگی می شوند. عاشق هنرو موسیقی هستند. دوستانی صادق و در دوستی ثابت قدم هستند. "شش" ها باید بین چیزهایی که می توانند آنها را تغییر دهند و چیزهایی که نمی توانند، تفاوت قائل شوند.

7- عاقل و خردمند

"هفت" ها جستجو گر هستند. آنها همیشه به دنبال اطلاعات پنهان و مخفی بوده و به سختی اطلاعات به دست امده  را با ارزش حقیقی آن می پذیرند.احساسات هیچ ارتباطی با تصمیم گیری های آنها ندارد. با اینکه در مورد همه چیز در زندگی سوال می کنند اما دوست ندارند مورد پرسش واقع شوند و هیچگاه  کاری را ابتدا به ساکن با سرعت شروع نمی کنند و شعارآنها این است که به آرامی می توان مسابقه را برد. آنها فیلسوفهای آینده هستند؛ طالبان علم که به هر چه می خواهند می رسند و سوال بی جوابی ندارند . مرموز هستند و در دنیای خودشان زندگی می کنند و باید یاد بگیرند در این دنیا چه چیزی قابل قبول است و چه چیزی نه!

8- آدم کله گنده

"هشت " ها حلال مشکلات هستند. اساسی و حرفه ای سراغ مشکل رفته و آن را حل می کنند. قضاوتی درست دارند و بسیار مصمم هستندو طرحهاو نقشه های بزرگی دارند و دوست دارند زندگی خوبی داشته باشند. مسوولیت افراد را بر عهده می گیرند و مردم را با هدف خاص خود می بینند. با شرایط ویژه ای این امکان رابه وجود می آورند که دیگران همیشه آنها رارئیس ببینند.

9- اجرا کننده و بازیگر

"نه " ها ذاتا هنرمند هستند . بسیار دلسوز دیگران و بخشنده بوده و آخرین پول جیب خود را نیز برای کمک به دیگران خرج میکنند . با جذابیت ذاتی شان اصلا در دوست یابی مشکلی ندارند و هیچ کس برای آنها فرد غریبه ای به حساب نمی آید.در حالات مختلف شخصیت های متفاوتی از خود بروز می دهند و برای افرادی که اطرافشان هستند شناخت این افراد کمی دشوار به نظر می رسد . آنها شبیه بازیگرانی هستند که در موقعیت های مختلف رفتارهای متفاوتی نشان می دهند. افرادی خوش شانس هستند اما خیلی وقتها از آینده خود بیمناک و نسبت به آن هراسان هستند. آنها برای موفقیت باید به یک دوستی و عشق دو جانبه که می تواند مکملشان در زندگی باشد دست یابند.

 

هرکی میگه درسته دستا بالا

+ نوشته شده در  شنبه دوازدهم آذر 1384ساعت 12:58  توسط محمد  | 

گفتگو با خدا

 اینو تو یه وبلاگی دیدم حیفم اومد نذارمش:

در رویاهایم دیدم که با خدا گفتگو می کنم.

خدا پرسید: پس تو می خواهی با من گفتگو کنی؟

من در پاسخش گفتم: اگر وقت دارید.

خدا خندید:

وقت من بی نهایت است.

در ذهنت چیست که می خواهی از من بپرسی؟

پرسیدم: چه چیز بشر شما را متعجب میکند؟

خدا پاسخ داد: کودکی شان،

.... اینکه آنها از کودکی خود خسته می شوند و عجله دارند که بزرگ شوند،

و بعد دوباره پس از مدت ها، آرزو می کنند که کودک باشند.

....  اینکه آنها سلامتی خود را به خطر می اندازند تا پول بدست آورند،

و بعد پولشان را از دست میدهند تا دوباره سلامتی خود را به دست آورند.

.... اینکه با اضطراب به آینده می نگرند و حال را فراموش می کنند،

و بنابراین نه در حال زندگی می کنند و نه در آینده.

.... اینکه آنها به گونه ای زندگی می کنند که گویی هرگز نمی میرند،

و به گونه ای می میرند که گویی هر گز زندگی نکرده اند.

 

دستهای خدا دستانم را گرفت.

برای مدتی سکوت کردیم.

ومن دوباره پرسیدم:

به عنوان یک پدر، می خواهی کدامین درس های زندگی را فرزندانت بیاموزند؟

 

او گفت:

.... بیاموزند که آنها نمی توانند کسی را وادار کنند تا عاشقشان باشد،

همه کاری که آنها می توانند بکنند این است که اجازه دهند که خودشان دوست داشته باشند.

.... بیاموزند که درست نیست که خودشان را با دیگران مقایسه کنند.

.... بیاموزند که فقط چند ثانیه طول میکشد تا زخم های عمیقی در قلب آنان که دوستشان داریم، ایجاد کنیم،

اما سالها طول می کشد تا آن زخم ها را التیام بخشیم.

.... بیاموزند ثروتمند کسی نیست که بیشترین را دارد،

کسی است که به کمترین ها نیاز دارد.

.... بیاموزند که آدم هایی هستند که آنها را دوست دارند،

فقط نمی دانند که چگونه احساساتشان را نشان دهند.

.... بیاموزند که دو نفر می توانند با هم به یک نقطه نگاه کنند، و آن را متفاوت ببینند.

.... بیاموزند که کافی نیست فقط آنها دیگران را ببخشند، بلکه آنها باید خود را نیز ببخشند.

 

من با خضوع گفتم:

از شما به خاطر این گفتگو متشکرم.

آیا چیز دیگری هست که دوست دارید فرزندانتان بدانند؟

خداوند لبخند زد و گفت:

.... فقط اینکه بدانند، من اینجا هستم

همیشه

+ نوشته شده در  جمعه یازدهم آذر 1384ساعت 14:58  توسط محمد  | 

اینم از متن ترانه تف به مرامت عوضی

 آخ که عجب رویی داری بازم میگی دوسم داری....
خودم دیدم ...بابا خودم دیدم لب روی لبهاش می زاری
چرا نمی گی راستشو که غیر من یاری داری...من می دونم ..من می دونم تو دیگه دوستم نداری
جول و پلاساتو ببر بیرون ز خونه دلم این همه خوبی به تو و ببین چی اومد به سرم...
پشت سرم گفتی که من درگیر و قاطی پاتیم تف به مرامت عوضی از سرتم زیادیم

+ نوشته شده در  جمعه یازدهم آذر 1384ساعت 14:46  توسط محمد  | 

اینم از یه آهنگ از حامد حاکان

تف به مرامت عوضی

از اینجا بگیرش

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه دهم آذر 1384ساعت 18:8  توسط محمد  | 

خوش آمدگویی

آقا رضا خوش اومدی

ببینم چیکار میکنی

+ نوشته شده در  پنجشنبه دهم آذر 1384ساعت 18:6  توسط محمد  | 

یه نتیجه گیری جالب

هيچ تا به حال به اين موضوع فكر كرديد كه وقتي تو حالت عادي هستيد و عاشق كسي نيستي همه اين ترانه هاي عشقولانه انگار دارن چرت و پرت ميگن ولي وقتي كه خل ميشي و عاشق انگار بهترين كلام دنيا تو شعرهاي اينا نهفتست انگار دارن حرف دل ميزنن يارو اون خواننده اي كه تا اونروز ازش بدت ميومد ميشه خواننده ي محبوبت و وقتي كه سر كامپيوتر نشستي يه اهنگ از اون باز ميكني و انقدر ميخونه كه مغزت منفجر ميشه
+ نوشته شده در  پنجشنبه دهم آذر 1384ساعت 12:4  توسط محمد  | 

بازم جوک

۱- يارو تو قزوين رئيس بانك بود . يه آگهي داد به اين مضمون :
جوان 18 ساله براي15 نفر
نوجوان 15 ساله براي 10 نفر
نونهال 10 ساله براي 5 نفر
كودك 7 ساله براي 2 نفر
چه كسي كليد طلايي مهد كودك را خواهد برد؟!!!

۲-رشتيه زنشو كتك ميزنه. به جرم تخريب اموال عمومي ميگيرنش..

۳-تركه سوار تاكسي ميشه درو نميبنده. راننده ميگه: درو ببند. تركه ميگه: زرنگي؟ ميخواي دربست حساب كني؟

۴-به تركه ميگن تو زبونتون خ دارين؟ ميگه: يوخ.

۵-به تركه ميگن: دو دو تا؟ ميگه: بيخيال. كلمه بگو جمله بسازم.

۶-تركه ميخواسته با دختر اسراييلي ازدواج كنه، به علامت اعتراض، سر سفره عقد حاضر نميشه

۷-تركه ميره بهشت، زير پاي مادر ها له ميشه.

۸-یه روز یه خره میره زیر رادیکال هر کاری میکنه در نمیاد.انگیلیسیه میاد نمیتونه در بیاره المانیه میاد نمی تونه فارسیه هم نمیتونه اخر به ترکه میره در بیاره به توان دو میشه در میاد


 

+ نوشته شده در  چهارشنبه نهم آذر 1384ساعت 21:43  توسط محمد  | 

طالع بيني متولدين بهمن ماه

اینو میزارم اینجا چون خودم متولد بهمن هستم

مشخصات كلي متولدين بهمن ماه:
بسيار حسّاس ،  استوار و ثابت قدم ، واقعاْ عاقل و تودار ، بدون ريا و تزوير ، انسان واقعاْ خوب ، دانا ، خونسرد ، رك گو ، روي خودش بيش از ديگران حساب مي كند ، مستقل ، منطقي ، عاشق بشريّت و انسانيّت ، فكر ديگران را مي‌خواند ، ثابت قدم ، آرامش دوست ، كمك رسان ، آسان زندگي مي كند ، پرسه زدن را دوست دارد ، داراي حسّ ششم قوي ، علاقه مند به دوستان ، آزاديخواه ، بلند پرواز ، رام نشدني ، هر جا برود بر مي گردد  ، جاه طلب ، از اقرار به گناه منزجر است  ، دوستان بسيار زيادي دارد ، رازدار و تو دار ، اجتماعي ، تا حدودي خودخواه و مغرور ، انتقاد را قبول ندارد ، فرشته خو ، از تعريف لذّت مي برد ، راه و روش خود را به طور دائم تغيير ميدهد ، منافع خود را به خاطر ديگران به خطر مي اندازد ، سخاوتمند مخصوصاْ در دوستي ، دوستي او عميق و شكوهمند است ، ولخرجيش از روي عقل است ، خوش قلب و مهربان ، كم‌حافظه ، بهترين مشاور ، پرحركت و بي‌قرار ، كم علاقه به اصول سنتّي و قدرشناس .

+ نوشته شده در  چهارشنبه نهم آذر 1384ساعت 11:24  توسط محمد  | 

جذابيت هاي منحصر به فرد تهران

این مطلب رو تو آرشیوم داشتم گفتم حیفه نذارمش

  • تهران تنها شهری است که در آن می توانيد وسط خيابانهای آن نماز بخوانيد، وسط پارک شام بخوريد، در رستوران به ديدن مانکن های لباس های مدل جديد برويد، در تاکسی نظرات سياسی تان را بگوييد، در کوه برقصيد، اما برای ملاقات با نامزدتان بايد به يک خانه خلوت برويد.
  • تهران تنها شهری است که در آن دو نفر روی دوچرخه می نشينند، چهار نفر روی موتورسيکلت می نشينند، شش نفر توی ماشين می نشينند، ۲۵ نفر توی مينی بوس می نشينند و ۶۰ نفر سوار اتوبوس می شوند.
  • تهران تنها شهری است در دنيا که پياده ها حتما از وسط خيابان رد می شوند، اتومبيل ها حتما روی خط عابر پياده توقف می کنند و موتورسيکلت ها حتما از پياده رو عبور می کنند.
  • تهران تنها شهر دنياست که در آن هميشه همه چراغ ها قرمز است، اما هر کس دوست داشت از آن عبور می کند.
  • در تهران از همه جای ماشين ها صدا در می آيد، جز از ضبط صوت آنها.
  • در تهران هيچ جای زنها معلوم نيست، با اين وجود مردها به همه آن جاهايی که ديده نمی شود هم نگاه می کنند.
  • همه در خيابان ها و پارک ها با صدای بلند با هم حرف می زنند، جز سخنرانان که حق حرف زدن ندارند.
  • تهران تنها شهری است در دنيا که همه صحنه های فيلمهای بزن بزن را در خيابان های شهر می توانيد ببينيد، اما تماشای اين فيلمها در سينما ممنوع است.
  • مردم وقتی سوار تاکسی می شوند طرفدار براندازی هستند، وقتی به مهمانی می روند اصلاح طلب می شوند و وقتی راه پيمايی می کنند محافظه کارند و وقتی سوار موتورسيکلت می شوند راست افراطی می شوند.
  • رانندگی در تهران مثل سياست ايران است، هرکسی هر کاری دلش بخواهد می کند، اما همه چيز به کندی پيش می رود.
  • ماشين ها در کوچه های تنگ با سرعت ۷۰ کيلومتر حرکت می کنند، در خيابانها با سرعت ۲۰ کيلومتر حرکت می کنند و در بزرگراهها پارک می کنند تا راه باز شود.

  • و تهران تنها شهری است در دنيا که در شمال شهرمردم در سال ۲۰۰۸ ميلادی زندگی می کنند و در جنوب شهر در سال ۷۰ هجری قمری.
+ نوشته شده در  چهارشنبه نهم آذر 1384ساعت 11:20  توسط محمد  | 

درد دل

ای خدا چی میشد این مغازرو ما از دست طرف میکشیدیم بیرون یه سروسامونی میگرفتیم؟؟

ها خدا؟

چی میشد؟

پس دعام کنید تا از این دربدری نجات پیدا کنم

+ نوشته شده در  سه شنبه هشتم آذر 1384ساعت 22:3  توسط محمد  | 

یه فلش جالب

از اینجا ببینش

خیلی عشقولانست

+ نوشته شده در  سه شنبه هشتم آذر 1384ساعت 21:40  توسط محمد  | 

جالبه

 

و زمـــــــــــــــان می گـــــــــــــــذرد

فکر ما در پس هر ثانيه جا می ماند

متــــــــــــوقف شده ايـــــــــــــــــم

پـشت ديــــوار چــت و CD و عکس

اینو گذاشتم اینجا چون خیلی در مورد من صدق میکرد

+ نوشته شده در  سه شنبه هشتم آذر 1384ساعت 18:45  توسط محمد  | 

خبر خبر

 مردي از هم‌اكنون تا 10 هزار و 333 سال بعد بايد مهريه همسرش را پرداخت كند.
زن و شوهري با رجوع به دادگاه خانواده به علت نداشتن تفاهم در زندگي، تقاضاي طلاق توافقي كردند.

به گزارش ايسنا، پس از بيان تقاضاي طلاق توافقي از سوي زن و شوهري كه به دادگاه خانواده مراجعه كرده بودند، دادگاه بر اساس توافق زوجين براي پرداخت مهريه زن به ميزان 124 هزار سكه‌ بهار آزادي به صورت قسط بندي شده، حكم طلاق را صادر كرد.

بنابراين،‌ مرد تقبل كرد كه 124 هزار سكه مهريه را به صورت هر ماه، يك سكه پرداخت كند و به اين ترتيب 10هزار و 333 سال يعني تا سال 11717 هجري زمان لازم است تا مهريه زن به طور كامل پرداخت شود
+ نوشته شده در  سه شنبه هشتم آذر 1384ساعت 14:24  توسط محمد  | 

بازم عشقولانه

 نگو بار گران بودیم و رفتیم نگو نا مهربان بودیم و رفتیم اخه اینا دلیل محکمی نیست بگو با دیگران مهربان بودیم و رفتیم

 عشق آن نیست که یک دل به صد یار دهی عشق آن است که یک دل به یک یار دهیاین یکیرو واقعا قبول دارمش 

عشق مثل آبه می تونی توی دستات  قایمش کنی ولی وقتی پس از مدتی دستاتو باز

میکنی میبینی نیست  قطره قطره چکیده  بی انکه بفهمی دستات پر از خاطره است.

 

+ نوشته شده در  سه شنبه هشتم آذر 1384ساعت 14:18  توسط محمد  | 

راه برای ضله کردن دوست دخترها:

با دخل و تصرف:

) بهش بگو دوستت دارم  ولی  همش از دخترهای فامیلتون  تعریف کن.

۲)وقتی باحاش قرار گذاشتی دیر سر قرار حاضر شو تا حالش گرفته بشه

۳)اگر قرار  on شدن گذاشتی on بشو ولی  هر چی برات pm داد تو دیر  جوابشو بده تا فکر کنه با کس دیگه ای داری chat می کنی.

۴)بهش بگو فلان  ساعت بهت زنگ میزنم  ولی نزن

۵)وقتی  گفت : فلان ساعت می خوام با دوستام برم بیرون بگو نه  من کارت دارم ووقتی نرفت تو هم زنگ نزن.

۷)وقتی ازت پرسید کجا بودی ؟بگو با برو بچ رفته بودیم پارتی و همش از دخترای پارتی تعریف کن.

۸)وقتی بهت گفت :دوستت دارم  بگو  این جمله تکراریی یه جمله تازه بگو.

۹)وقتی با هاش بیرون میری همش به این طرف وآن طرف نگاه کن واز دخترهایی که از کنارتان رد می شوند تعریف کن.

۱۰) اگه لباس تازهای خریده بود  و ازت پرسید قشنگه؟ بگو اصلا بهت نمییاد.

۱۱)بهش بگویید که بوی بدی داره میاد و به بوی عطرش  اشاره کنید.

+ نوشته شده در  سه شنبه هشتم آذر 1384ساعت 14:15  توسط محمد  | 

اینم از مطالب عشقولانه

این مطالب رو از وبلاگهای دوستام براتون گلچین کردمش:

۱-تو را به داد گاه خواهند كشيد ...شايد به حبس ابد محكوم شوي جزئيات جنايتت معلوم نيست اما...اثر انگشتت را...روي قلبي شكسته يافته اند!!!

۲- فقط یک برگ مانده بود..... درخت گفت: تا بهار منتظرت می مانم.......برگ گفت:تا بهار خدا نگهدار........بهار آمد ولی درخت میان آن همه برگ دوستش را فراموش کرده بود......

۳- جوان تر که بود زن خوشگل میخواست.کمی که سنش جا افتاد  ، زن عاقل و تحصیل کرده خواست.الان که پیر شده ، پرستاری میخواهد که فقط تر و خشکش کند و چیزی نگوید.

۴- قلب پسرها تنها پارکینگی است که  تابلوی ظرفیت تکمیل هیچوقت بر درب آن دیده نمی شود ..... اما آیا می دونید قلب دخترها مثل چی می مونه.....ببینید:اما قلب دخترهامثل فرودگاهی است که مدت ماندن یه هواپیما در آن بستگی به فرود هواپیمای بعدی دارد.....

۵- هیچکس نمی تونه به دلش یاد بده که نشکنه ، ولی حدّاقل می تونیمبهش یاد بدیم که وقتی شکست ، لبه ی تیزش ، دست اونهائی روکه شکستنش نبره

۶- بچه ها شوخی شوخی به قورباغه ها سنگ میزدند ولی غورباقه ها جدی جدی میمردند

 

+ نوشته شده در  دوشنبه هفتم آذر 1384ساعت 21:15  توسط محمد  | 

اینو موندم بنویسم یا نه؟

دیروز که رفته بودم مطب دندونپزشکی هویجوری که نشسته بودم تا نوبت ما شه دو سه تا مجله رو میز بود ورداشتم یکیشو خوندم مطلب جالبی توش بود

نوشته بید یه دختر پسری بودن که تازه با هم دوست شده بیدن و تازه تازه پس از مدتها با هم صمیمی شده بودن.یه روز پسرک تصمیم میگیره واسه تولد دختره اونو غافل گیر کنه و یه کادو میخره میره در خونه دختره.در میزنه و میره کنار و وقتی دختره از در میاد بیرون یه هویی دستشو میبره جلوی چشای دختره و چشاشو میگیره و میگه باید بگی من کیم

دختره: مهدی

پسره : نه

دختره : پوریا

پسره : نه

دختره : بهزاد

پسره : نه

دختره : رامین

پسره : نه

دختره : .......

پسره :نه نه نه

و همینطوری دختره اسمه همشو میگه به جز این پسرک

اگه جالب نبید نظر بدید

+ نوشته شده در  دوشنبه هفتم آذر 1384ساعت 11:18  توسط محمد  | 

شکوه

من واقعا ناراحت میشم از دست اون دسته از دوستایی که میان به وبلاگ ما سر میزنن ولی اصلا یه نظر کوچولو نمیدن
+ نوشته شده در  دوشنبه هفتم آذر 1384ساعت 11:8  توسط محمد  | 

مطالب قدیمی‌تر