تبليغاتX
هویجوری

هویجوری

هرچی جالب باشه میزارمش اینجا

اینم یه عکس عشقولانه

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیستم بهمن 1384ساعت 18:33  توسط محمد  | 

خسته شدم بازم جوک

۱-یه روز یه ترکه را از استخر میندازن بیرون . دوستاش بهش میگن چرا انداختنت بیرون؟ میگه آخه شاشیدم ! دوستاش بهش میگن آخه دیوونه توی استخر همه میشاشن ولی کسی نمی فهمه.میگه آخه من از همون بالا شاشیدم.

۲-تركه ميره خواستگاري، مادر- پدر دختره بهش جواب رد ميدن، ميگن دختر ما داره درس ميخونه. تركه ميگه: ايشكال نداره، من ميرم دو ساعت ديگه برميگردم

۳-لره داشته تو لس‌آنجلس قدم ميزده، يهو داريوش رو ميبينه، بدو بدو ميره جلو، ميگه: سلام آقا داريوش! داريوش ميگه: سلام هموطن! لره كف ميكنه، ميگه: اوووف! عجب كيفيتي

۴-بچه مثبته از لره ميپرسه: آقا ببخشيد... خيلي خيلي عذر ميخوام..شرمنده.. روم به ديوار.. اسمتون چيه؟! لره شاكي ميشه، ميگه: ايجو كه تو پرسيدي، اسمم انه!!!

۵-ترك ميشينه تو تاكسي، راننده بهش ميگه: داداش دستت لاي در گير نكنه. تركه هم مياد آخر مرام بگذاره، ميگه: داداش سرت لاي در گير نكنه

۶-به تركه ميگن برو زير درياييرو غرق كن ميره پايين در ميزنه فرار ميكنه

۷-تركه بالاي درخت چنار بوده يارو ميگه اون بالا چي كار ميكني ميگه دارم توت ميخورم ميگه اين كه درخت چناره ميگه توت تو جيبمه

۸-لره با هواپيما مياد تهران، تو فرودگاه به رفيقش ميگه: اگه ميدونستم اينقدر نزديكه با ماشين ميومدم

شرمنده دیگه اگه تکراری باشه همینارو پیدا کردم

+ نوشته شده در  دوشنبه چهاردهم آذر 1384ساعت 13:3  توسط محمد  | 

جوک جوک جوک

۱-از يه نفر ميپرسن بچه كجايي ميگه :تهران  ميپرسن : كجاي تهران ميگه: تهران ، كيلومتر 700 ، جاده اردبيل

۲-یارو داشته پرتقال پوست میکنده میگه: خدا کنه توش موز باشه

۳-مرغه ادامس خروس میخره حامله میشه

۴-به تركه ميگن حال ساده رو تعريف كن ميگه : لب

۵-لره ميره توالت، بعد يك ربع با دهن خوني مالي مياد بيرون. رفيقش ميپرسه: چي شد فرهاد؟ لره ميگه: گي بگيرن، مسواكش خيلي بزرگ بي!

۶-زن تركه حامله بوده، ميبرنش سونوگرافي كه جنسيت بچه رو معلوم كنند. خلاصه زنه و يارو دكتره ميرن تو اتاق و بعد يك ربع دكتره مياد بيرون، به تركه ميگه: مژده بده، بچه‌ت دختره. تركه خيلي حال ميكنه، ميگه: آخــــييـي.. آقاي دكتر بپرس اسمش چيه؟!

۷-يه روز يه تركه ميخواسته تو جمع فارسها جوك بگه. تا شروع ميكنه و ميگه يه فارسه... همه ميگن: ا... ا... ا... ا... تركه ميگه: خيلي خوب يه روز يه تهرونيه... باز همه ميگن: ا... ا... ا... ا... تركه ميگه: باشه بابا... يه روز يه تركه... همه ميگن: خب خب؟ ميگه: يه روز يه تركه مي‌افته تو چاه توالت درش ميارن ميبينن فارسه!

۸-تركه زنگ ميزنه خونه دوست دخترش و ميگه: سلام... ببخشيد من لهجه دارم... دختره ميگه: آره! تركه مي‌گه:‌ پس قطع مي‌كنم دوباره مي‌گيرم!

آقا اگه قدیمیه اگه جدیده به من ربطی نداره شاید واسه تو قدیمیه واسه یکی دیگه جدید


 

+ نوشته شده در  یکشنبه سیزدهم آذر 1384ساعت 11:3  توسط محمد  | 

بازم جوک


جاهله واستاده بوده سر كوچه، هي اخ و تف مينداخته، باخودش ميگفته: نامرد عجب دست فرموني داشت! يك بابايي ازش ميپرسه: ببخشيد، ميشه بگيد چيكار ميكنيد؟ جاهله (يك تف غليظ ميندازه) ميگه: تو كوچه شيش متري... (يك تف پدر مادردار ديگه) ... پدر سگ عجب دست فرموني داشت! يارو ميگه: بابا يجور بگو ماهم بفهميم. جاهله باز يك تف اساسي ميندازه، ميگه: تو كوچه شيش متري.... (اخخخ تــف!) ...با تريلي هيجده چرخ اومده بود... (خخخخ تـف!) ميخواست دور بزنه.... (خخخ..تــــف) گفتم نميشه.... (تف) ...گفت: اگه شد چي؟ (ااخخخخ تتف) گفتم اگه شد بيا برين تو دهن من! (اخخخخخخ تـــف!) ...نامرد عجب دستفرموني داشت!
 
+ نوشته شده در  پنجشنبه دهم آذر 1384ساعت 18:8  توسط آقا رضا  | 

بازم جوک

۱- يارو تو قزوين رئيس بانك بود . يه آگهي داد به اين مضمون :
جوان 18 ساله براي15 نفر
نوجوان 15 ساله براي 10 نفر
نونهال 10 ساله براي 5 نفر
كودك 7 ساله براي 2 نفر
چه كسي كليد طلايي مهد كودك را خواهد برد؟!!!

۲-رشتيه زنشو كتك ميزنه. به جرم تخريب اموال عمومي ميگيرنش..

۳-تركه سوار تاكسي ميشه درو نميبنده. راننده ميگه: درو ببند. تركه ميگه: زرنگي؟ ميخواي دربست حساب كني؟

۴-به تركه ميگن تو زبونتون خ دارين؟ ميگه: يوخ.

۵-به تركه ميگن: دو دو تا؟ ميگه: بيخيال. كلمه بگو جمله بسازم.

۶-تركه ميخواسته با دختر اسراييلي ازدواج كنه، به علامت اعتراض، سر سفره عقد حاضر نميشه

۷-تركه ميره بهشت، زير پاي مادر ها له ميشه.

۸-یه روز یه خره میره زیر رادیکال هر کاری میکنه در نمیاد.انگیلیسیه میاد نمیتونه در بیاره المانیه میاد نمی تونه فارسیه هم نمیتونه اخر به ترکه میره در بیاره به توان دو میشه در میاد


 

+ نوشته شده در  چهارشنبه نهم آذر 1384ساعت 21:43  توسط محمد  | 

اینم از جکهای شنگول و منگول

۱ـگرگه میره در خونه شنگول و منگول و حبه انگور  زتگ خونشون را میزنه  میگه  درا وا کنین منم بزی مادرتون ... یهو مامان بزی سرشا از پبجره میاره بیرون  میگه  : بچه ها نیستن بیا بالا !!!
۲ـيه روز گرگه ميره دم خونه ي شنگولو منگول در ميزنه يه کي ميگه کيه گرگه ميگه منم منم مادر تون….يه دفعه پينوکيومياد بيرون ميگه بابا به خدا يه ساله از اينجا رفتن
۳ـگرگه ميره در خونه شنگول و منگول   ميگن  : كيه ؟؟؟   ميگه: منم منم مادرتون
شنگول و منگول ميگن گوه خوردي ما آيفون تصويري خريديم

آقایون و خانومای محترم

من فقط اینارو کپی پیست کردم بعد نیایید بهم گیر بدیدها

+ نوشته شده در  یکشنبه ششم آذر 1384ساعت 22:45  توسط محمد  | 

اینم یه چندتا جک بی مزه(بی تربیتی با تربیتی)

۱- شنیدین که قزوینی ها میخوان برن برره عروسی کنن که شب پیش برادر زنشون بخوابن

۲- ترکه میره خرش را بفروشه...وسط راه خسته می شه خوابش میبره...وقتی بلند میشه میبینی خرش داره پول میشمره!

۳-  رشتيه داشته از سرطان ميمرده ولي به همه ميگفته دارم از ايدز مي ميرم پسرش مي پرسه : بابا چرا به همه ميگي داري از ايدز مي ميري؟ باباهه ميگه :‌اينجوري هيشكي با ننت دیگه کاری نداره

۴- يه روز شهردار قزوين تصميم گرفت كه براي جلوگيري از انحراف جنسي مردم و هدايتشون
به راه طبيعي !!! ، مجسمه يه زن لخت و خيلي قشنگ رو وسط ميدون شهر نصب كنه
وقتي ماموران شهرداري در حال نصب مجسمه بودن ،
گزارشگر صدا و سيما از يكي از عابرين پرسيد :
ببخشيد آقا ، نظر شما در مورد اين اقدام شهرداري چيه ؟
قزوينيه نگاهي به مجسمه انداخت و بعد در حاليكه چشماش از خوشحالي برق ميزد گفت :
بالام جان ، خودش كه اينه ، ببين ديگه پسرش چي ميشه

۵- امام جمعه ي قزوين رو برق مي گيره .. همه ي اونايي كه پشت سرش بودن ميميرن ...

۶- یه ترکه شلنگ را برمی داره و تلويزيون را آب پاشی می کنه ومی گه: مگه نگفتم اينجا فوتبال بازی نکنيد.
۷- یه ترکه میره جلو یه نفرو می گیره میکه آقا شما علی پسر ممد پاسبان نوه حاج قنبر کفاش نیستی؟طرف میگه بله هستم.ترکه میگه ببخشید اشتباه گرفتم.

۸- به تركه ميگن مي‌دوني اولين حيووني كه به مكه رفت چه حيووني بود؟ ميگه حاج زنبور عسل!

۹- قزوينيا بن لادن رو دستگير ميكنن.زنگ ميزنن به جرج بوش ميگن كامران و هومن رو تحويل بده بن لادن رو بگير.

۱۰- دختر زرنگ + پسر زرنگ = هميشه دعوا

دختر زرنگ +پسر خنگ = عشق

دختر خنگ +پسر زرنگ = سكس

دختر خنگ +پسر خنك =ازدواج

۱۱- قزوینیه میره قم می بینه سر در شهر نوشتن با وضو وارد شوید،میره اول شهر خودش مینویسه با رکوع وارد شوید...

بسه؟

یا بازم بنویسم؟

+ نوشته شده در  یکشنبه ششم آذر 1384ساعت 18:27  توسط محمد  |